تبليغاتX
اگا گولا یاگا گولا

سلامی با شرمو خجالت....

خدایی حال میکنی خوشقولیو..؟اصلا حال کن.

خوب امروزمونم یه جوری باید سر کنیم دیگه به چی گیر بدیم؟والله خیلی وقته دوست دارم درباره سماور و پریز برق بنویسم اما دخترا که نمیزارن از بس که سوژه های خنده داری میباشند...

تصورشو بکن یه دختر بخواد تو نیم ساعت لباس بخره.من خودم میخواستم کاپشن بخرم همین دیشب فکر نکنم 5 دقیقه بیشتر طول کشید اولین مغازه.دومین جنس رو برداشتم و اومدم بیرون.اما یک دختر...اول که باید خودشو بیمه کنه چون اصولا بابا نمیزاره تنها بره بیرون.زنگ میزنه گوطلا و اقدسو  کبری میگه زنگ بزنید خونه و بگید میخوایم بریم درس بخونیم!آخه اینا دخترای مورد اعتماد باباشن.بعد از هزار ساعت نقشه کشی از خونه میرن بیرون.نه ببخشید اینا به این سادگیا از خونه بیرون نمیرن.حداقل 45 دقیقه جلوی آینه چاله چوله های صورتو صافو صوف میکننو مفشونو میکشن بالا تا چشماشون رنگی شه و یه دویست کیلو چسب میزنن به موهاشون و با اتو مو اونقدر روشون میکشن تاموهاشون قهوه ای بشه و سیخ تو هوا!((قدیما پسرا از این کارا میکردن حالا برعکس شده))خلاصه رژ میزنه خفن که یک سانت روی لبش ورمیقلمبه بیرون!!!!!!!!!

شلوار تا زیر زانو و پاهای تیغ زده((بریده بریده.سوراخ سوراخ آخه بلد نیستن درست اصلاح کنن))ماشالله همه هم که گوریل تشریف دارند!یه جوراب میوشن نصفه!من نمیدونم مریضن نصف جوراباشونو قیچی میکنن.حالا یه سری جوراب فوتبالی میپوشن.من هربار دقت کردم ندیدم زیرش ساق بند باشه آخه معمولا فوتبالیست ها زیر چوراباشون ساق بند هم دارن.اینم میزاریم پای خام بودنشون که زیر جورابا ساق نمیپوشن.مانتو 5 سایز کوچیکتر میخره یا مال آبجی کوچیکش((مهد کودک میره))رو میپوشه و یه تیکه پارچه میبنده رو سرش((دستمال مف گیری افراد سر حال))!!کفش از این کف صافا میپوشه انگار لاک پشت های نینجا میشن و میان بیرون.

با بروبچه ها دویست تا مغازه رو زیرو رو میکنن اما سایز خانوم بیش از حد استاندارده!یعنی از بس چاق تشریف دارند((افعال معکوس)) لباس اندازشون نیست.مثلا شلوار سایز 28 رو باید 20 تا ساسون بزنه تا اندازه کمر باربی شکل خانوم بشه!

توی بوتیک:

-          سلام اقا...((بسیار لوند و کشیده))

-          بفرما خانوم.

-          میبخشیییید!...یه شلوار میخواستم که پایینش رو سگ گاز گرفته باشه ه ه !!! و بالاشم کلی قشنگ باشه و خلاصه....چی....مد روز!ببینم چکار میکنی.

آقای فروشنده بخت برگشته 500000000 هزار مدل اینور اونور میکنه و آخرش خانوم میگه :این خوبه ها فقط اگه جیبش یه میلیمتر بالاتر بود میخریدم و میره بیرون!

اما بخش لوند بازی برای فروشنده خوش هیکل و خوشتیپ برای تخفیف.((همون گوز بازیه خودمون))

-          سلام اقا((همزمان با لخند و قر کمرو حرکات موزون)) یه شلوار میخواستم که به سایز کمرم بخوره((وقتی که اسم کم رمیاره همون یه تیکه مانتو رو میزنه بالا تا آقای فروشنده کمر رو ببینه و سایز بیاد دستش و از تخفیف کلفتی برخوردار بشه))

فروشنده نشونش میده و اینا....

-          اینو میخوام...چند میدی به ما؟

-          هرچی دادی دادی.

شلوار 60 تومنی رو بیست تومن میزاره رو دخل.

-          خانوم خدایی واسه ما نداره!

-          حله دیگه اینقدر بهت حال دادیم!!!!!!!

اینجاس که اگه فروشنده آدم زرنگی باهش میگه:("خانوم عزیز با چهل تومنی که تو واسه ای چارتااستخونت کم کردی من میتونستم 2 تا گوشت تروتمیزش رو جور کنم")ولی خوب اصولا پسرا ادب دارن و میگن:سگ خور...

چهل تومن نصار بروپاچه استخونین خانوم.

بعد از دویس ساعت دویدن((جفتک انداخت)) و کمر قر دادن تو خیابونا راهی خونه میشه و نگاهی تو آینه میکنه و میبینه کلی هیکلش توپه و دوربین رو میزاره رو تایمر و با یه تاپ که استخونای قشنگش((افعال معکوس))رو بیشتر نمایان میکنه یه عکس میگیره.ببخشید دخترا به یه عکس راضی نمیشن و تا شارژ دوربین رو تموم نکنن ول نمیکنن.آخر از همه هم عکس هاش رو که هر جنبنده ای رو به وحد میاره رو میاره تو انترنت و کلی به خودش امیدواری میبخشه و یه اقا پسره کاملا ساده از خلخال براش ایمیل میده:

("خیلی خوشگلی خیلی خوبی.i love you  خیلی زیاد.به چشماتم خیلی میاد.")

خانومم امیدش ده برابر میشه و از استخوناش عکس میگیره و میزاره تا از این ایمیل ها بازم دریافت کنه.البته بماند که عکسارو وقتی میبینی بیشتر شبیه عکس های ارتوپدی هستند که یارو زیر کامیون له شده و از استخوناش عکس گرفتن!

 

 CopyRight's: Li-Go Present's


writed at چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت 12:59 by نوید
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


سلام به روی نشسته همتون.

نه پس بابامه!مردک من نیستم هیچکس نباید تو این خرابشده پست ده؟به جون خودم همتون رو از دم میحذفم تا جیگرتون حال بیاد اصلا به درک.به منچه والله به خدا وگرنه به قران!

آقایوم خانوما از قدیمو ندیم گفتن...

خوب چی بگیم ی کار کنیم تو سر کی بزنیم؟به چی گیر بدیم؟حقیقتیست باید بگم والله تو این وبلاگا میچرخیدم اسمای دخترونه رو دنبال کردم ۸۰ درصدشون مطالبشون اینجور بودن:

امروز با کاظم دعوام شد کلی از دستش ناراحت شدم اخه چطور دلش میاد؟میدوه دوسش دارما میدونه عاشقشم ولی بازم یه سیلی بهش زدم تا روش زیاد نشه الانم ۵ ساعتو ۱۲ دقیقه و هفت ثانیه و۵صدم ثانیه اس که زنگ نزده.من بهش زنگ نمیزنم عمرا باید بفهمه مسجد جای ------ نیست.

اندر غریب ۵۰۰ خط شعر های عاشقانه دره پیت...بعد از شونصد خط اینو نوشته:

مینویسم به یاد تنها عشق ابدیو فابریکه تمام عیارم یه مرد استثنایی کاظم!خیلی دلم برات تنگ شده عزیزم.

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  البته این ۸۰ درصدشون بود ۲۰ درصد دیگه که عموما تعطیلا رو حال کنید:

امروز با ثریا و شمسیو گلبانو رفته بودیم شافی کاپ(درست خوندی ۲۰ درصد اکابر رفتن)بعد داشتیم کاپو ژاپونو میخوردیم یَیهو عباسو غلام پسرای اقا جعفر قصاب اومدن تو.قبلا که گفته بودم اینا بچه خوشگلای محل بودن که همه میمردن واسشون همه دخترا میخواستن یجوری بهشون برسن حتی اقدسو پریماه.

خلاصه میگفتم براتون.....

اینا دستاشون زیاد کار نمیده یه هفت هشت خط مینویسن میبینن از بس دنبال کلید ها گشتن رو کیبورد دیگه چشماشون داره البالو گیلاس میچینه الکی مینویسن:

وااااااای خدای من تقی زنگ زده فعلا بابای!!!!!

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!   دیدید که که ۲۰ درصد هم به باد فنا رفتن.من واقعا حاضرم به کمک این بدبخت ها بشتابم.شما دلتون نسوخت؟جداا؟سوخت؟خوب اب خنک هست بدم خدمتتون؟

===== ===== ===== ===== =====

اما چون کارتم زیادی توش اعتبار بود یه سری هم به پسرا زدم که اونا به ۳ دسته تقسیم شدن تقریبا حدود ۲۰ درصدشون که وبلاگاشون موسیقیو دانلودو این حرفا بود که کاری باهاشون نداریم.اما یه ۴۰ درصدشون که ضد دخترو این حرفا  و از دختربازیاشونو خوشمزگی هاشون مینوشتن اینجور مینوشتن که:

عنوان:ما از غربت برگشتیم!!

اقا اونور اینقده خوب بود که نمیدونید همش دخترای لختی پختی.دوست داشتی یه صندلی بزاری وسط شهر فقط پرو پاچه خارجی دید بزنی.اخ که آنتن رو زنده داشتم میدیدم.

بعد از چند خط نوشتن بحث به طرز عجیبی میره سمت دخترای دانشگاه:

آخ آخ آخ از اینور بگم براتون امروز بعد از یه ماه رفتن دانشگاه دیدم قاسم نامرد نشسته داره با ام الکلسوم دوست دختر قبلیم حرف میزنه جون داداش قاتی کردم اصلا دست خودم نبود رفتن جلو و اخم کردمو گفتم:

من:به به چشمم روشن خوش میگذره؟

قاسم:ببخشید اق ممد...

نذاشتم حرفش تموم بشه چکوچونه رو جون داداش سرویس کردم خون بود که مثه فواره میزد بیرون.همین دیگه داشتن قاسمو میزدم که...

ام الکلسوم:ولش کن تقصیر من بود...

فکر کرد مثلا بیخیال میشم  حالا با سه دست قاسمو میزدم با یه دست ام الکلسومو.همه برو بچه ها اومدن اما وقتی دیدم خشمم گرفته جلو نیومدن.یکی از مامورای دانشگاه اومد جلو منم امونش ندادم یه کله اومدم تو دماغش...

بله...میبینید که ایشون تا تموم دوروبریاشو روونه آی سی یو نکنه دست از نوشتن بر نمیداره.

و اما ۴۰ درصد دیگه که یجورایی عاشق بودنو مثلا عاقل...:

آه ه ه ه ه.دریغا ا ا ا ا ا ا ا.

درود بر شما خوانندگان عزیز و گرانقدر.

امروز قطعه ای از استاد را برای شما آماده کرده ام که مایلم بنویسم تا شما هم از آن استفاده کنید:

با آنکه جان عاشقم بی تو اسیر تب شود..

 با آنکه روز روشنم دور از تو همچو شب شود..

مرا رها اا کن..

مرا رها اا کن..

دینگ دن دن د دن.

دینگ دن دن د.

دینگ دن دن د دن.

دینگ د د د.

گر که شبی نباشی دمی برابر من..

چشمه ی خون بجوشد ز میوه ی تر من..

!!

حافظا ! تا دهن شعرو صاحب شعرو خاندانشو جد آبادشو سرویس نکه ول نمیکنه.آخرشم یه کپی رایت میزنه با این مضمون:

تقدیم با عشق به محظر زیبایی و محبت همسر(دوست دختر.زید.نامزد) نازنینم شهبانو!

اقا ما دیدیم فایده نداره چرخ زدن نشستم فکر کردم ببینم خودم عضو کدومم هرچی فکر کردم یه نتیجه ای نرسیدم به نظر شما من عضو کدوم گروهم؟

 


writed at شنبه بیست و یکم مهر 1386 ساعت 23:32 by نوید
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


سلام عزیزان بدبختانه یا خوشبختانه یه مدت نبودیم حال کردیدا.در هر صورت ما برگشتیم و با سری شلوغ تر.دلیل اینکه نبودم قبض خوشگل تلفن بود که چند وقتیه عادت کرده زیر ۱۵۰ ۶۰ تومن نمیاد به بزرگیه خودتون ببخشید.درسامونم که شروع شده این برنامه نویسی لعنتی هم که دهن آدم سرویس میکنه.مسافرت هم که حال بعضی هارو میگیره(قابل توجه افراد غیر متفرقه).گرفتاری هم شامل همه ی میشه دیگه خریدو مخ زنیو این حرفا...باز خواهیم گشت.


writed at جمعه بیستم مهر 1386 ساعت 20:22 by نوید
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


پسرا شیرن مثل شمشیرن    دخترا بادکنکن دست بزنی میترکن

 

الحق که  درست گفته  هرکی اینو گفته .پسرا نمیدونم چیه یه ذره جدی بشن فقط خدا و خدا حریفشون هست. و مثل شیر میخورنت.البته مالی نیستنا الکی بزرگ شدن

دخترا هم احساستی حساسسسسس و تا بهش بگی "دوست ندارم" میزنه زیر گریه ولی وقتی به یه پسر بگی "دوست ندارم" سریعا فکر این میافته که چه طوری حال دخترور بگیره ولی همون زمان و دختره داره گریه میکنه و آهنگ گریه دار گذاشته.

از پسرا طرفداری نمیکنم از دخترا هم همینطور چون تا صد سال آینده همین هست که هست که هست.

لطفا آقای نویسنده این اسم  منو بزارید پیش اسم خودتون توی نویسنده ها جللوَش بیشتر میشه   


writed at دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 4:16 by
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


اول از همه به آق((خانوم))محمد جون بگم من مطال ب رو چک میکنم هرکدوم که دزدی یا برگرفته باشه در جا حذف میشه و به اونجا نمیرسه که یه ادم خزی مثه تو بیاد و چرتوپولوف تحویل بده که چرا موشوع میدزدید.حالا مطلب:

تا حالا دقت کردید تو تمام جوامع و تاریخ ها داد میزنن فریاد میزنن جیغ میزنن که زن زبونی داره که هیچکی حریفش نمیشه زن احساسات داره.زن حسی داره به نام نمیدونم دلبری و این حرفا.!ازتون کمک میخوام اخه در به در دنبال اون کسایی هستم که این حرفا زدن چون زری زده اند:

                                            بسی مفت!

اخه برادر اگه اونا احساسات زنانه داشتن که ما شونصد هزار روز وقت صرف نمیکردیم تا این حس زنانگی کمی گل کنه و تشریف فرما بشوند منزل.اگه حس دلبری داشتن که ما پسرا کارمون زار بود با همون اولی بدبخت میشدیم میرفت اما از اونجایی که ما پسرا خیلی عاقلیم و مغزمون مثه ساعت کار میکنه همچین از حس مردانگی استفاده میکنیم که نگو و نپرس خانومو طی یک هفته عاشق میکنیم که دوود از قلبش بیاد بیرون شبا شمع روشن کنه کتاب شعر بخونه همزمان با کتاب شعر خوندن در مظهر شمع گریه هم میکنه!!!!!حالا اینو میگم یه آقا پسر گلو منگل ابدار چربو چیلی بچه خوشگل طی یک هفته حاج خنوم رو عاشق خویشتن کرده ساعت ۱۱ شب شده خانوم میخواد بر مراسم اشکسپاری اول خانومو وصف میکنم بعد اقارو:

میخواد اول شمع پیدا کنه تمام کابینت ها رو میریزه به هم ولی شمع پیدا نمیکنه میخواد بره بیرون شمع بخره که باباش دختره چشم سفید کدوم گوری میروی در این ساعت از نیمه شب؟مجبوره بشینه سر جاش شمع کع گیر نیومد یه بسته کبریت میبره به جای شمع استفاده کنه.حالا تا حدودی مشکل شمع حل شده دنبال یه کتاب شعر مثنوی معنوی قصیده سعدی حافظه عاشق پسنده دختر خر کن میگرده.ولی خوب چاره چیه بازم پیدا نمیکنه و از تو کتاب خونه اتاقش کتابی با این عنوان بر میداره به جا متاب شعر:

حسن کچل!

مشکل کتاب شعر هم حل شد.حالا به اشک نیاز داره این یکی زیاده اونقدر زیاده که میتونه بره افریقا و مردمش رو از بی آبی نجات بده پس سه مورد تکمیل شد.ساعت:۱ نیمه شب شده و خانوم میخواد یه موسیقی لایت بزاره و شیرجه بره تو حس و گریه کنه الیته با همکاری کبریت و هنرنماییه حسن کچل!کل کامپیوترو میریزه به هم اینور اون ور چل پنجا تا سیدیشو ده بار اینور اونور میکنه ولی چیزی به جز هگامه.کامران هومن.منصور.ناهید و جواد یساری پیدا نمیکنه.ده بیست سی چل میکنه و شانسی کامران هومن میاد تو دستش میزاره و صداشو کمی بلند میکنه که بشنوه.یاه یاه یاه.چه محفلی بشود.

ده دقیقه بعد:

آهنگ داره میخونه.دوست ارم خیلی زیاد.....

کبریت ها همه سوختن....

اشک ها تموم شدن آخه خانوم وقتی داشت کتاب قصه میخوند اونقدر جو گرفتش که فکر کرد داره واسه خودش داستان شب میخونه و خوابش برد!

حالا شرایط همون اقا پسر قصه که حاج خانمو به این روز انداخه:

ساعت ۱۱ شبه تازه کامپیوترشو روشن میکنه تا یکم ماشین بازی کنه تا ساعت ۱ ماشین بازی میکنه بعد میبینه همه جا تاریکه و حس آدم کشی و خون آشام بازی حال میده هدستش رو میزاره رو گوشش و ولومو تا ته میچسبونه و تا صبح پنکیللر بازی میکنه ساعت شیش صبح میخوابه تا ساعت ۲ بعد از ظهر.

میبنید توروخدا؟دخترا واقعا کند ذهنن اصلا ذهنی ندارن که بخواد کند باشه.وههههههه تصورشم نمیشه کرد که یه دختر عاشق بشه و شب خوابش ببره.خیلی سخته من هرچی فک رمیکنم میبینم نمیتونم یه لحظه تصور کنم یه دختر عاشق بخوابه.اینه دیگه ما حال میکنیم و میزنیم تو سر دخترا بعد میگن دخترا خدای احساساتن....

نظر نظر نظر.

راستی این انسانهای مشتاق عضو شدن یه میل از خودشون به جا بزارن آخه من بیام یوزر  و پست رو بزارم تو نظرات وبلاگت؟سلمان همکه نه وبلاگ نه میل هیچی نذاشته پس من یوزر و پس رو بدم به بابام؟

 


writed at جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 13:6 by نوید
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


با سلام خدمت دوستای گل و بازدید کنندگان وبلاگ

من از این به بعد اگه شما بخواین با همچین متن هایی در خدمتتون هستم.فقط 1 نکته رو باید همین اول به دختر پسرای گل بگم

این متن ها قصد توهین به هیچ کدام از شما رو نداره و فقط واسه سرکار گذاشتن نه ببخشید یعنی سرگرم کردن و خندوندن شماست پس خواهشا کسانی که نظر میدن این نکته بالا رو رعایت کنن(البته اگه نکته رو پیدا کردن)

 

 

دخترها: بعضي از اونا واقعا مي خونند  حالا چي مي خونند   خدا ميدونه(نماز میخونن-روزنامه میخونن......)  ولي واسه اينكه تابستون راحت باشن و به بهانه كلاس خیاطی, همه چی دوزی, و.... با دوست پسر عزيزش برن صفا سیتی معنویت که به دليل مسايل غير اخلاقي ادامشو نمي نويسم وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند(چه کارایی که زیر این کتابا نمیکنن).البته معمولا عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه یادشون باشه بعدا بخونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...( پيشه همون پسره كه با هم رفتن صفا سیتی معنویت ) يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن بدبخت در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند يه سري هم به دليل اينكه دوست پسر نداران (جزو اون دسته بی استعداد ها(البته کلا همشونن بی استعدادن فرقی نمیکنه))و انگيزه اي براي دودر كردن كلاسا ندارن مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه (اخه شنيدن تو دانشگاه دوست پسر فراوونه)نكته(دليل اينكه  پسرا نميرن دانشگاه همين دختران(البته از نوع سيريشش)

نکته:

دخترا معمولا 9 ماه زجر میکشن و به هر جون کندنی هست درسشونو میخونند تا 3 ماه تابستونو راحت باشن.

 

 

 و اما پسر ها: يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ... يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون. همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي تمامی امتحانات رو به خوبی و خوشی سپری میکنند.

نکته:پسر ها معمولا اگه عقلشون کار کنه مثل دخترا رفتار نمیکنن

و دقیقا بر عکس عمل میکنن یعنی 9 ماه تو مدرسه با رفقا حال میکنن 3 ماه هم میشینن درسشونو مثله بچه ادم میخونن.

 

 

 


writed at جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 3:8 by
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


بله پس دومم در روز.نویسنده های دیگه هم که خوابن.میخواهیم بزنیم تو پر هرچی دافوره ریزو درشته.هنوز نفس میکشید؟هاه هاهاهاها .دیگه تموم شد دروه سلطنتتون.حالا نوبت ما پسراس که سوار شما ها بشیم.وااای وقتی که تو خیابون دختره بهت بخنده بهش بگی هنونه بند لقو شمردم بیستو چارتا بود واای دیدن اون صحنه واقعا حال میده.بگذریم میخوام از نحس بودن دخترا براتون بگم.یکی از بزرگترین نحسی هایی که جنس ضعیف((زن)) در ایران میتونه داشته باشه اینه که جرات نداری باهاشون بری بیرون.و اون نحسی اینه که میگیرنت.البته نحسی های دیگه ای هم همراه خود داره که یکیشو میتونه این باشه که تا ته جیبتو لیس میزنه و کرایه برگشت به خونه هم واست نمیزاره.حتما میگی اگه ماشین داشته باشم مشکل حله نه داشم اومدیمو بنزنین تموم کردی از کجا پول میاری بنزین بزنی؟واقعا که چه موجودات مضخرفی هستند.از همه لحاظ مشکل دارن از لحاظ قیافه خداییش من صورتمو اصلاح میکنم موهامم هیچگونه ژل و تاف و چسب مویی هم نمیزنم.یه دختر رو هم صورتش رو اصلاح کنید((واقعا زشته که یه دختر سیبیل داشته باشه))مارو بزارید کنار هم ببینم کدومو میتونید تحمل کنید.منو یا اون که مثلا دخترم هست.دخترا اینهمه آرایش میکن خودشونو پاره پوره میکنن خودشونو میشکافن تا یکم خوشگل بشن میان تو خیابون و کمرو قر میدن تا ما پسرا خوشمون بیاد.آها موضوع اومد دستم بزارید شرایط بیرون رفتن دخترا و پسرا رو بگم.
یه دختر وقتی میخواد خبر مرگش بره بیرون میره یه دوش((حمام و سایندگی شدید بدن))میگیره چون بدنش یکم دم کرده بود((بوی زیربغلش تا خونه همسای میرفت))بعد میاد توی اتاقو از اونجایی که هیچکدوم بلد نیستن حوله بپیچن دور خودشون از این حوله راحتی ها میخرن((قسطی))میشینن جلوی اینه توی اتاقشون و چند کیلویی لوازم ارایش و کرمو پنکک و رژ و ... روپهن میکنن جلوشون و ده بیست سی چل میکنن که امروز کدومو بزنن بالاخره بعد از نیم ساعت تصمیم گیری یه سوتین دو سایز کوچیک تر میپوشن((آخه سینه های خانوم خیلی کوچیکن همش سایز 85 میخواد یکم کمتر جلوه کنه مثلا 75!))بعد یه تاپ گشاد میپوشه که چربی های محترمش نزنه بیرون.((خانومای لاغر هم یه سوتین دو سایز بزرگتر میپوشن!و تاپشون هم گشاده چون میخوان افزایش گوشت(پارچه)داشته باشن)).بالاخره میپوشن و نوبت به ارایش میرسه ابروهارو مداد میکشه.لبارو هفت رنگ میکنه کل صورتو پودری میکنه آخه صورتش خیلی صافه میخواد چشم نخوره((زمین فوتبال آزادی))به هر حالتی که هست حجاب صورتش رو رعایت میکنه آخه زشته نامحرم پوست واقعیشو ببینه بخاطر همین اینقدر پودرو کرم میزنه که خانوم از جانت جکسون تبدیل میشه به آوریل لاوین!حالا یه دختر ایرانی خودشو پاره پوره کنه عمرا به گرد پای جانت جکسون هم نمیرسه ببین بدون ارایشش چیه.بوووووو.از خونه میزنه بیرون...
آقا پسرای گل که خودشون میدوونن دیگه وقتی میخوان بزنن بیرون سریع جورابارو لنگه به لنگه میپوشن و یه شلوار میزنن به پا و یه تی شرت تنگ میزنن به تن بعد یه 5 دقیقه وقت صرف موهاشون میکنن((مگه واقعا وسواس داشته باشه یا چلاق باشه که بیشتر طول بکشه))بعدشم میزنن بیرون...
حالا تصورشو بکن این اقا پسر گل بخواد یه دستی به صورتش بکشه روی موهاش بیشتر کار کنه رو لباس پوشیدنش کمی بیشتر دقت کنه.اونموقع آوریل که هیچی حوری های بهشت هم باید بیان جلوش تعظیم کنن.ولی چون کلا ما پسرا عقلی برتر از دخترا داریم ساده میزنیم بیرون((به دید دخترای بدبخت خوشتیپ))واون شاه دافی که از صبح روی خودش کار کرده رو تو 10 دقیقخ میکشیم به سیخ!ببینید چقدر تفاوت بین ما پسرا و دخترا هست.اصلا کلا دخترا هیچن بدبختن من هی میگم ما جنس برتریم بگید نه...
جان مادراتون یه دو تا پست بدید من فردا آپ نمیکنما!گفته باشم.


writed at پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 22:56 by نوید
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


توی  مطلب با همه هستم یه غیر از عاشقا که اونا بحثشون جداست چون با مجنونا هیچ کاری نمیشه کرد.

 

مردا همشون بلا استثنا ایراد دارن نمی گم فقط مردا هم زنا هم مردا چرا "؟حالا میگم براتون

 

اول از خانوما میگم ایراد خانوما چیه :صبح زود بلند میشن چایی میزارن تا مرد زندگیشون بیاد میل بکنه .اتو میکشن غذای ظهرو  که از شب قبل درست کرده بود و بهش سرک میکشه و  میره آماده بشه تا کارشو بکنه  مرد ایراد میگیره ککه چرا فلان چیز این شده ؟که زن احمق کودن حالا که دلش میخواد جوابشو میده .آخه مادر من مردا میخوان تو جوابشونو بدی تو هم که جواب میدی هیچ اتفاقی

 پیش نمیاد فقط یه چیزی  مردا با اون زبون نیش داری که دارن یه حرفی توی جوابت میزنن که توی مغز تو یک عالمه جواب هست ولی تو فکت بسته میشه پس بهترین کار اینه که "نگاشم نکنی چه برسه به اینکه جوابشو بدی"چون مردا حال میکنن زنا حرس بخورن استدلالشون اینه تو ریدی به هیکلم منم باید جبران کنم یه ذره گذشت ندارن. ما هم مثل گربه تا شب از سر کار میاد یه دست به موهامون میکشه میریم روبه ملکوت . اصلا یه مورد دیگش که   کودن بودن زنارو نشون میده اینه که با یه خسته نباشید مردشون تمام تلاشی که از صبح کرده از تنش در میاد.و به این فکرم احسنتم میگن. اینا به کنار چرا مردیرو که باش ثانیه به ثانیه دعوا میکنه و فقط فقط در یک زمان باهاش خوبه اونم توی رختخواب باهاش کنار میاد البته جای تحسین هم داره بعضی از خانوما بعد از مدتیییییییییییی طولانی که دوتا بچه تو بغلشون هست میفهمه شوهرش اونو فقط وسیله ای برای تخلیه ی خودش میدونه و طلاق میگیره طلاقم بگیره تا 1 سال باید بدوووووو بدووووووو بدووووووو.

خیلی دوست دارم بدونم این مردا چیکار میکنن که زنا نمی تونن ولشون کنن؟>؟؟؟البته مردای هم هستن که زنیو ول نمی کنن اونم یه کارگر ساختمان که عاشق یه زن تیلیاردر شده.همین در غیر این صورت کمتر مردی هست که اون زنو با تمامممممممممممممم وجود دوست داشته باشه و اینم بگم که کمتر زنی هست که با تماممممممم وجود مردشو دوست داشته باشه اگه هم زیاد تر از این باشه اون نامرد یه کاری میکنه که اون زن ازش زده بشه حتی اگه حوری بهشتی هم باشه.

 

 

 

حالا مردا:از بس این موجود موردداره آدم نمیدونه کدومشو بگه

یه مثال کوچیک : ادعاشون میشه که زنشون یا دوست دخترشون خودخواه فقط خودشو داره میبینه ولی تا وقت هست وقت برای غر زدنو ایراد گرفتن برای مرد هست نمیدونم  پس کی وقت هست برای زن که خودشو خودخواه نشون بده ؟؟؟ مردا میگن دوست دارم به زنشون میگن تو رو دوست دارم ولی کو؟ عمل مهمه  نه حرفففففف. من به شوهرم بگم دوستدارم باید توی عمل هم ثابت بکنم  .  ولی  اون زن هی منتظر عمل مرددد . البته مردا هم حق دارن که  گفتن دوست دارمو یک عمل بدونن چون به کمتر کسی میگن دوست دارم  و براشون سنگین تموم میشه که  به کسی بگن دوست دارم. بعضی ااوقات دوست دارم مردارو خفه بکنم. آخه مرتیکه تو با ساق  پای زن چرا تحریک میشی؟چرا موهاش بیرون باشه حشری میشی؟ خیلی آدم جالبی هستی نمی دونم چی بهت بگم.

 

زکل  خریم.


writed at پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 16:44 by
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


افتتتاحیه رو با یه مطلب در وصف کل دخترا مینویسم و هرکی ادعاش شد که میتونه رومو کمکنه یا ثبت نام کنه یا اگه عضو نویسند ها هست رومو کم کنه خوب! دخترها ماهیت جلبی دارن.خدایی تا حالا دختری رو دیدید دغدغه پول داشته باشه؟هرموقع دلشون بخواد مادر دوست پسررو به عذاش میشونن تا ایشون به خواستش برسه اصلا واقعا چرا دخترا نرن سر کار ما پسرا بخوریمو بخوابیم؟بخدا چی میشه؟ما اینهمه بدبختی میکشیم طرح که میشه مارو میگیرن سربازی هارو ما میریم تمام داستانها و فیلم ها و کشفیجات کار ما مرداست.چرا دخترا یه چیز کوچولو درست نمیکنن؟چیه فقط بلدن بشینن تو خونه صبح که شد صبحونه بخورن و زنگ بزنن شمسی جون و تا ظهر فک بزنن ظهر هم یه املت ردیف میکنه و میزاره جلو آقا و میگه بخدا وقت نکردم درست کنم..حالم بد بود..دلم درد میکرد..پریود بودم حال نداشتم تکون بخورم...ظهره آقا میخواد یکم با خانوم در دل کنه خانوم میخوابه تا خستگی صبح از تنش بره بیرون.بعد از ظهر آقا میره نون بخره نمیدونم پیاز سیب زمینی خانوم میپره در خونه و با شمسی.کبری و قمر شروع میکنه غیبت کردن.شب هم با همت همسایه ها و راهنمایی اونها یه برنج سوخته بو گندوی بی نمک میزاره جلو شوهره و شوهره هم اگه خانوم پیله باشه باید تا تهشو بخوره اگه نه جای شکرش باقیقه میریزه رو پشت بوم واسه گنجشکا! حالا تصورشو بکنید برعکس بشه چی میشه یا خدا.خانوم میره سر کار و اقا صبحونه میخوره و ظرفاشو میشوره با اینکه اشپزی بلد نیست از تو کتاب آشپزی یه چیزی درست میکنه و امتحان میکنه اگه بد بود درجا میره بیرونو از بیرون یه چیزی میخره.((خانوما از این عقلا ندارن))ظهر خانوم خسته میاد خونه و دستپخت خوشمزه اقا رو میخوره و ظهر میشینه با شوهرش((زنش))درد دل میکنه و عشق بازی.اقا هم گرچه خسته اس اما چون لازمه همیشه دو تا شاخ بالا سر خانوم بزاره بیدار میمونه.بعداز ظهر شده و خانوم رفتن بیرون اقا هم زنگ میزنه رستوران سر خیابونو چند مدل غذا سفارش میده و پیش مردای همسایه نمیره.یه شربت درست میکنه و میزاره رو میز.خانوم میاد خونه و کوفت میفرمایند!نتیجه میگیریم مردای جدید بهتر از زن عمل میکنن. بنابر شواهد موجود ازدواج با همجنس شیوع پیدا میکند و زنها خاک بر سر میشوند.حالا یه زندگی مرداشویی. اقا صبح اقا رو بیدار میکنه((همه این اتفاقا نوبتی یه روز در میون اتفاق میافته و جای دو تا فرد عوض میشه))و صبحونه رو میزاره جلوش و میخوره و اقا میره سر کار و اقا هم غذا آماده میکنه و ظرفارو میشوره اگه غذاش سوخت از بیرون غذا میگیره تا شریک زندگیش گشنه نمونه.ظهر ناهار رو با هم میخورن و اقا میخواد یکم حرف بزنه اقا به حرمت زحمت های اقا بیدار میمونه و ---=((سانسور))=---.عصر اقا میره بیرون اقا شام درست میکنه یا سفارش میده پیش مردای همسایه نمیره و اگه هم بره کل زندگیشونو نمیریزه وسط دایره.اقا چو مرده و عقل داره خوب کار میکنه و از لحاظ رفاهی تامین میشن و اقا هم که عقل و شعور کافی داره واسه خونه دار بودن پس یه زندگی خوب رو با هم پیش میبرن و میرینن به هیکل هرچی خانومه.اونموقع نوبت ما اقایون میشه که با ضایع ترین تیپمون واسیم سر خیابون و واسه هر مسیر بجای کرایه یه بوس ابدار به خانوم راننده تحویل بدیمو پیاده بشیم و خیلی اشتهامون زیاد شد واسیم سر چراغ تا خانومای ناز نازی بیان و ما رو با ماشین های خوشگلشون اتو بزنن و ببرن----=((سانسور))=----.


writed at پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 14:31 by نوید
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


این وبلاگ جهت پاره پوره کردن دخرها و پسرا ساخته شده تا ۱ شهریور مهلت باقیست که شما هم بیاید و به جمع زبون بازای شیطون بپیوندید.

هرکی دوست داره بیاد خودشو تو اینجور زمینه ها تقویت کنه یا دخترا رو آدم کنه یا دختری فکر میکنه میتونه پسری رو آدم کنه وقت رو تلف نکنید...


writed at سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت 17:28 by نوید
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


آمار و امکانات ...
وبلاگ ما را صفحه خانگی خود کنید        اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها !    لینک RSS

افراد آنلاين:
تعداد بازديدهای کل:





Powered by WebGozar

Designed by goner© . ©opyright 2007 Leng2Leng.blogfa.com.com

set as your home page

آدرس منشاء سایت